سایت اصلی نودهشتیا
نودهشتیا مرجع جامع از بهترین رمان های ایرانی
Rate this post
دانلود رمان شرعی ولی غیر قانونی نودهشتیا

دانلود رمان شرعی ولی غیر قانونی نودهشتیا

(✿)نام رمان: شرعی ولی غیر قانونی(✿)

(✿)نویسنده: سمیه ف.ح(✿)

(✿)ژانر: رمان اجتماعی / رمان عاشقانه(✿)

تعداد صفحات: ۳۵۵

خلاصه رمان شرعی ولی غیر قانونی:

زنانی هستن که شرعین . زنانی هستن که واقعاً مادرن . مادر بچه هایی حلال .شرعی بدون هیچ شک و شبهه ای .زنانی با عقد نکاح دائم .
اما …
آیا همه ی زنها قانونین ؟ اگه زن کسی شدی ، عقدی و شرعی ولی تیزی زیر گلوت گرفتن که تو این طایفه اسم هیچ مردی نباید بره تو شناسنامه ی هیچ زنی ، چیکار می کنی ؟
چطور می خوای ثابت کنی ازدواج کردی ؟ می خوای ثابت کنی مادر شدی ؟ چطور می خوای جدا بشی وقتی هیچ جایی حق نداری مهم ترین واقعه ی زندگیتو ثبت کنی؟ زنی می تونه طلاق بگیره که بتونه اثبات کنه ازدواج کرده. بدون شناسنامه و سند ازدواج ، چطور می تونه اینکارو بکنه ؟
می خوام از صد ها زنی بگم که نمی دونن شناسنامه چیه! می خوام از زنانی بگم که نمی دونن حق و حقوق دارن . مهریه دارن ، نفقه دارن و در شرایط خاص می تونن به راحتی جدابشند.

پایان خوش

پیشنهاد نودهشتیا:

دانلود رمان آفتاب پرست نودهشتیا

دانلود رمان میکائیل نودهشتیا

بخشی از دانلود رمان شرعی ولی غیر قانونی:

پرده رو انداختم و نشستم . پاهامو جمع کردم تو شیکمم و تکیه دادم به پشتی ای که مادرم همین
دو هفته ی پیش بافته بود . خبری از گلنار نبود .
می ترسیدم . خیلی هم می ترسیدم . من نمی خواستم عروس بشم . مادرم هم نمی خواست .
رفته بود با بی بی زبیده ، مادر آدینگ ( کسی که روز جمعه به دنیا اومده )حرف بزنه . آدینگ منو
نمی خواست . صنوبر چند وقت پیش بهم گفت ،آدینگ تو خروجی کاریز بهش گفته که خاطر
خواهش شده . حالا نمی دونم چرا اومدن خواستگاری من.
به مادرم گفتم که آدینگ منو نمی خواد . اونم رفته صحبت کنه بلکم از من بگذرن . پدرم بدهکاره.
می گن منو جای بدهیش برمی دارن . اشک از چشمم رون می شه . می دونم آدینگ اگه با من
عروسی کنه ، اذیتم می کنه و بعد می ره صنوبرو می گیره . اونا ثروتمندن می تونن هر چند تا زن
بخوان بگیرن . دوست ندارم عروس بشم . می ترسم از عروس شدن . سحرناز دخترعموم همین
یه سلا پیش ، شب عروسیش مرد. اونقدر خون ازش رفته بود که مرد . من نمی خواستم بمیرم.
من دلم می خواد درس بخونم . آقامعلم دیروز شناسنامه اش رو بهمون نشون داد . نه من
شناسنامه دارم و نه مادرم. آقا معلم می گفت ، اگه شناسنامه داشته باشیم ، قانون ازمون حمایت
می کنه. ولی اینجا خیلیا اصلا شناسنامه ندارن. مادر می گه سیزده سلامه . اما کلاس چهارمم.
پدرم هیچ وقت نیست . با لنج بار می بره امارات . وقتی نیست راحت می رم مدرسه . هر وقت میاد
دعوام می کنه و نمی ذاره برم .
۳
داشتم اشکامو با پشت دست پاک می کردم که گلنار خودشو انداخت تو اتاق. نفس نفس می زد و
لپاش قرمز شده بود . نفس عمیقی کشید وگفت :
-هورناز دارن می یان . دارن میان ببرنت .
غم چنگ انداخت به قلبم . گلنار دستامو گرفت و گفت :
-فرار کن هورناز. از اینجا برو. بمونی مثل سحرناز می شی ها !!!
گریه کنان گفتم :
-کجا برم ؟ من که جایی رو بلد نیستم که.
منو بغل کرد و گفت :
-می گم برو پیش بلاچ. شاید بد عنق و بد اخم باشه ولی به خدا به این آدینگ شرف داره. دوروز
دیگه که صنوبر رو خانم خونه اش کرد ، جات تو طویله شونه ها. از من گفتن .
گریه ام شدیدتر شد و گفتم :
ندارم. چیکار می تونم بکنم . مگه مادرم رو به زور به پدرم ندادن ؟ تونست کاری بکنه ؟ من
چیکارتو دیگه خون به جگرم نکن گلنار . خودم می دونم که من هیچ ارزشی واسه اون ارباب زاده
می تونم بکنم وقتی پدرم ازخداشته منو بده به آدینگ و بدهی هاشو صاف کنه ؟
گلنار گفت :
-کاش بلاچ اینجا بود !
گفتم :
-اون اگه مرد بود که نمی ذاشت بره ! اون خودشو نجات داد . ماها براش ارزشی نداریم . اونم
یکیه عین بقیه ی مردای این طایفه…

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: شرعی ولی غیر قانونی
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: سمیه ف.ح
  • ویراستار: سایت نودهشتیا
  • طراح کاور: سایت نودهشتیا
  • تعداد صفحات: 355
  • منبع تایپ: نودهشتیا
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
نودهشتیا یک کتابخانه مجازی برای دانلود بهترین رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی بصورت pdf است. در این سایت امکان دانلود رایگان تمامی رمان های جدید و قدیمی برایتان فراهم آمده است. برای دسترسی به رمان های مورد علاقه تان در دسته بندی موجود سایت، بر دسته مورد علاقه خود را(مثلا رمان عاشقانه یا پلیسی یا...) کلیک کنید تا هزاران رمان در ژانر مورد نظرتان در اختیارتان قرار گیرد! با نظرات خود از رمان های مورد علاقتان حمایت کنید.
آخرین نظرات
  • ریحانسلام وقت بخیر من دنبال یه رمانم که پیداش نمیکنم دختر قصه وارد یه کتابخانه میشه ک...
  • ستایش گودرزیسلام میشه لطفا یک نفر به من جواب بده انجمن پاک شده؟...
  • adminسلام همه نظرات برای نویسنده قابل احترامن. تایید شده....
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سایت اصلی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.