🍀نویسنده: #شقایق_لامعی
🍀ژانر: #عاشقانه_اجتماعی
💚خلاصه:
داستان، با ورودِ خانوادهای جدید به محله آغاز میشود؛ خانوادهای که دنیایی از تفاوتها و تضادها را با خود به هشتمتری آوردهاند.
“ایمان امیری”، یکی از تازهواردین است که آیدا از همان برخوردِ اول، برچسب “بیاعصاب” رویش میزند؛ پسری که نیامده، زندگی اعضای محله و خصوصاً خانوادهی آیدا را به چالش میکشد و درگیر و دار این برخوردها، ماجراهایی پیش میآیند که آیدا را بدجوری به زندگیِ “بیاعصاب” گره میزنند… پیشنهادی ادمین🎀
🤩خلاصه :
زندگی آیدا در کوچه ای هشت متری که اسم رمان هم از همین کوچه نشات گرفته رو روایت میکنه،آیدای نویسنده در خونواده ای پرجمعیت! آیدامون هفتمین بچهی این خونوادست و والدین سالخورده و سنتی وخواهر و برادرهاش و چالش هایی که توی اون خونه و محله براشون اتفاق میفته تو این رمان جاریه.
🤩داستان از اونجا جذاب میشه که پای تازه واردهای ثروتمندِ ورشکست شده به اون کوچه باز میشه و آیدا وارد چالش هایی پر فراز و نشیب از سمت خونوادش و تازه واردها میشه.
شخصیت ها:👩❤️👨
شخصیت های قابل قبولی توی این رمان وجود دارن.
🤩آیدا: دختری با شخصیت چند لایه،فداکار، مهربان،عاشق،رویا پرداز،قاطع و…
🤩ایمان:شخصیتش رو میشه به هوای بهار تشبیه کرد در حال تغییر.گاهی بی توجه و گاهی بی اعصاب ترین مرد زمین. حامی خانواده و مسئول
🤩نقاط قوت رمان:
شخصیت پردازی های خوب
پرداخت به خونواده و اهمیت رابطه اعضای خونواده
فضا سازی عالی
اسم بسیار مناسب رمان
نویسنده از مضامین اجتماعی و روان شناختی بهره ی خوبی برده بود.
🤩نقاط ضعف:
در بعضی از بخش ها داستان کش دار شد
طولانی شدن کشمکش ها…میشد کوتاه تر و فشرده تر جمعش کرد.
گاهی زیاد به جزئیات ودرگیری های ذهنی پرداخته میشد.
وباعث از ریتم افتادن رمان میشد.
🤩صریح بهتون بگم؛ هشت متری رمان دوست داشتنی و خوبی برام بود
قلم قوی و گیرا
شخصیت های دوست داشتنی.
با قلم خانم لامعی اگر آشنا باشید میدونید که خاصه و جذابیت مخصوص خودش رو داره.
🤩این رمان چیزی برای گفتن داشت،اما گاهی گرفتار ریتم نامتعادل میشد!
مشکل این بود که نویسنده گاهی بیش از اندازه به بعضی روایت ها می پرداخت و باعث افت داستان میشد.
رمانی ساده و دلنشین که با وجود ضعف های ناچیز شما رو به وجد میاره،گاهی خودتون رو پای اون پنجره تصور می کنید و پنجره ی اتاق روبرویی که آقای بی اعصاب توش ماوا گزیده و در حال حرص خوردنه!گاهی توی خونه ی آیدا بین خونوادش می پلکید و با خنده و غصشون شریکید. رمان آرام و خونوادگی بدون هیجانات زیاد، رمانی که قراره حالتون رو خوب کنه.💜
🎀نقد از: SaHar