🍀نویسنده : #هانیه_وطن_خواه
🍀ژانر : #عاشقانه
💚خلاصه :
عقیق نام من است.
نام منی که تنها در میان دردها، ایستادهام.
نام منی که سالهاست به زبان اویی که میگویند محرمتر از هر محرمیست هجا نشده است…
🤍خلاصه: داستان زندگی عقیق، البته زندگی پر از تنش عقیق رو شرح داده. دختری پر از زخم های روحی و روانی!
عقیق در شانزده سالگی با البرز ازدواج کرد اما ازدواجی نه از سر عشق و دلدادگی
بلکه اجبار!
🤍در این رمان که از زبان عقیق نقل میشه شاهد رنج ها و گذر از اونا توسط عقیق هستیم، عقیقی که با هر زخم عاقل تر و فهمیده تر میشه و کم کم سکان زندگیش رو خودش به دست میگیره.
شخصیت های رمان عالی نبودن اما خوب براشون کلمه ی مناسبیه.
شخصیت ها:😒
🤍عقیق: شخصیت زنی که سختی های فراوان کشیده و این سختی ها از اون یک زن قابل ترحم و حتی مظلوم ساخته اما وفادار. و حتی کینه ای که با هر تلنگر زخم های گذشتش سر باز میکنن وچون پتکی بر سر البرز فرود میان!
🤍البرز:عاشق و آسیب دیده و در حال تلاش برای بدست آوردن دل عقیق
رمان پیچیدگی خاصی نداشت و نسبت به کارهای قبل نویسنده به نظرم ضعیف تر بود
قلم خانم وطن خواه صمیمی و سادست.
نیاز به تلاش برای اینکه رمز گشاییش کنی نداره.
🤍اما این رمان نقش های فرعی زیادی هم داشت که خیلی بهشون پرداخت نشد یعنی فقط سیاهی لشکر بودن!
شاید اگرنویسنده کمی واقع بینانه تر و غیر افراطی مینوشت جذابیت رمان دوچندان میشد.
🤍در آخر البرزی رو میبینید که عشقش به عقیق فوران کرده و چشمهاش جز اون کسی رو نمیبینه.
با عقیق همزاد پنداری میکنید چون نویسنده دردها و مشکلاتش رو درست و بجا توصیف کرده.
بعضی جاها انسجام لازم از بین رفته بود و گاهی صفحات رو سرسری رد میکردم .
اما روایت عشق این دو مخصوصا مامان کوچولویی به نام عقیق ارزش وقت گذاشتن داره .
🎀نقد از: SaHar