سایت اصلی نودهشتیا
نودهشتیا مرجع جامع از بهترین رمان های ایرانی
1.5/5 - (4 امتیاز)
دانلود رمان افگار

دانلود رمان افگار

نام رمان: افگار

نویسنده: ف.میری

ژانر: عاشقانه

خلاصه رمان:

عاشق بودند؛ هردویشان….!

جانایی که آبان را همچون بت می٬پرستید و آبانی که جانا …حکم جانش را داشت…

عشقی نفرین شده که در شب عروسی شان جانا را روانه زندان و آبان را روانه بیمارستان کرد…

افگار داستان دختری زخم خورده که تازه از زندان آزاد شده به دنبال عشق از دست رفته اش،دوباره پا در عمارت مجد ها میزاره و مردی که سال هاست فراموشی گرفته و دیگر هیچ نشانی از آن آبان قدمی عاشق ندارد…

بهترین رمان های نودهشتیا:

دانلود رمان استیصال از نسترن اکبریان به صورت PDF

دانلود رمان ماهلین از رویا احمدیان بصورت PDF

بخشی از دانلود رمان افگار:

-گریه نکن خانوم،با گریه که چیزی حل نمیشه.
توکلت به خدا باشه.
حالا هم جای گریه..

با ورود یکباره خاتون به سالن حرفش نیمه تمام می ماند.

هرچند چشم دیدن این زن را ندارد و هم کلام شدن با او آخرین چیزی است که میخواهد اما ناچار به خاطر آبانش با نگرانی لب میگشاید:

-حال آبان چه طوره؟
دکتر چی گفت؟

نگاه سرد خاتون برای لحظه ای کوتاه روی دست های حلقه شده مرد مکث میکند و بدون اینکه حتی نیم نگاهی به مرد بیندازد خیره در چشمان خیس پریچهر میگوید:

-حمله عصبی بزرگی و از سر گذرونده..
اما الان حالش بهتره،احتیاجی هم به بیمارستان نداره.
وقتی بیدار شد میتونین برید ببینیدش.

عقب گرد میکند و میخواهد سالن را ترک کند که
با صدای محکم حاج یونس از راه می ایستد:

-ساره کجاست؟

حتی به خودش زحمت برگشتن را هم نمیدهد و همان طور پشت به مرد بی انعطاف جواب میدهد:

-ساره هیچ حرفی درباره بیماری آبان نزد؟

قدم از قدم بر نداشته که با سوال دوباره ی مرد مجبور به ماندن میشود.

حاج یونس عصبی از نادیده گرفته شدن های همیشگی اش دستش را از دور پریچهر جدا کرده و دنبال بهانه ای برای نگه داشتن خاتون است.

نگاه سخت و ناخوانایش را اول به پریچهر و سپس در چشمان مرد میدوزد:

-فقط یه سری سوال کوتاه درباره ی علت حمله عصبی آبان از دکتر پرسید و وقتی جواب درست و حسابی دستگیرش نشد
گفت باید به قرارش برسه و تا وقتی آبان بهوش میاد بر میگرده.

-این بود دوا درمونی که ازش حرف میزدی؟
این بود اون سالم بودن و خوب شدن آبان..؟

-بهترین دکترهای متخصص دنیا رو بالای سرش آوردم ،هرکاری که از دستم بر میومد برای پسرم انجام دادم..کاری نمونده که برای خوب شدنش نکرده باشم.

پوزخندی در جواب مرد زد:
-اره هرکاری که از دستت بر میومد کردی..
اما نتیجه اش چی شد؟

اگر شما نویسنده رمان هستید و تمایل به ادامه همکاری ندارید می‌توانید درخواست حذف ارسال کنید.

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
لینک کوتاه مطلب:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
نودهشتیا یک کتابخانه مجازی برای دانلود بهترین رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی بصورت pdf است. در این سایت امکان دانلود رایگان تمامی رمان های جدید و قدیمی برایتان فراهم آمده است. برای دسترسی به رمان های مورد علاقه تان در دسته بندی موجود سایت، بر دسته مورد علاقه خود را(مثلا رمان عاشقانه یا پلیسی یا...) کلیک کنید تا هزاران رمان در ژانر مورد نظرتان در اختیارتان قرار گیرد! با نظرات خود از رمان های مورد علاقتان حمایت کنید.
آخرین نظرات
  • ریحانسلام وقت بخیر من دنبال یه رمانم که پیداش نمیکنم دختر قصه وارد یه کتابخانه میشه ک...
  • ستایش گودرزیسلام میشه لطفا یک نفر به من جواب بده انجمن پاک شده؟...
  • adminسلام همه نظرات برای نویسنده قابل احترامن. تایید شده....
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سایت اصلی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.