سایت اصلی نودهشتیا
نودهشتیا مرجع جامع از بهترین رمان های ایرانی
Rate this post
دانلود رمان پرستار من

دانلود رمان پرستار من

نام رمان: پرستار من

نویسنده: doni.m و گ.شب

ژانر: عاشقانه، طنز

تعداد صفحات:۳۱۹

دانلود رمان طنز پرستار من از doni.m و گ.شب به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان

خلاصه:

یگانه دختر یتیمی هستش که پیش خانواده ی خوبی زندگی می کنه. پسر خانواده شهاب، دچار بیماری اعتیاد هستش و همین مسئله خانوادش رو حسابی ناراحت کرده. مادر شهاب روی حساب محبت های بی دریغی که به یگانه کرده، ازش می خواد به خونه ی شهاب بره و ازش پرستاری کنه…

پیشنهاد ما:

دانلود رمان طهران 55 اثر مینا شوکتی بصورت PDF

بخشی از دانلود رمان پرستار شب:

ولی به جاش پشت سرش براش شکلکی درآوردم که خودم خندم گرفت، اون هم بدون اینکه بدونه پشت سرش چه
خبره از خونه رفت بیرون.
رفتم توی اتاقی که گفت، یه سری وسایل شخصیم رو به همراه چند دست لباس مناسب آورده بودم… گذاشتمشون
توی کمد و بعد از عوض کردن مانتو و شلوارم با یه شلوار جین و بلوز آستین بلند مشکی… موهامو از باال بستم و
شالمو هم جوری زدم که هنگام کار از سرم نیفته…
شروع به تمیز کردن خونه کردم… تمام ظرفای کثیف رو توی ماشین ظرفشویی چیدم و روشنش کردم… بعدش هم
آشغاال رو جمع کردم و ریختم توی سطل زباله… لباساش رو هم جمع کردم و ریختم توی ماشین لباس شویی… خونه
یک کمی قابل تحمل شده بود… جاروبرقی رو برداشتم و خونه رو برق انداختم… بعد از کار، با لذت به خونه که حاال
واقعا مثل یه قصر زیبا شده بود نگاهی کردم و دستامو به هم کوبیدم… رفتم توی آشپزخونه و بعد از کلی گشتن تنها
چیزی که پیدا کردم ماکارونی بود… آب رو توی قابلمه ای ریختم و روی گاز گذاشتم. بعدش هم ماکارونی ها رو توش
ریختم و گوشت هم سرخ کردم… خالصه بعد از اینکه ماکارونی رو گذاشتم تا دم بیاد رفتم و توی هال نشستم. همون
موقع شهاب توی چارچوب در ظاهر شد… سالم کردم که دوباره اون کله ی بی مصرفشو تکون داد. یه دفعه متوجه
خونه شد… نگاهش تغییر کرد و کمی خوشحال شد اما با همون ظاهر خشک و مزخرفش گفت:_»همون طوری بهتر
بود… غذا چی درست کردی؟«
شیطونه می گه بزنم فکشو چپ و راست کنم…
_»ماکارونی«
_»زود باش برام بکش، خسته ام می خوام بخوابم«
خواستم بگم به من چه؟ که یادم افتاد مثال اومدم اینجا کار کنم… من دیگه کیم بابا؟!؟ رفتم براش غذا کشیدم و
گذاشتم روی میز… بعد از ده دقیقه اومد و گفت:_»ساالد کو؟«
_»بله؟«
_»ساالد… نشنیدی تا حاال؟ من عادت دارم با غذا ساالد بخورم.«
_»من از کجا می دونستم؟؟«

  • اشتراک گذاری
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
نودهشتیا یک کتابخانه مجازی برای دانلود بهترین رمان های عاشقانه ایرانی و خارجی بصورت pdf است. در این سایت امکان دانلود رایگان تمامی رمان های جدید و قدیمی برایتان فراهم آمده است. برای دسترسی به رمان های مورد علاقه تان در دسته بندی موجود سایت، بر دسته مورد علاقه خود را(مثلا رمان عاشقانه یا پلیسی یا...) کلیک کنید تا هزاران رمان در ژانر مورد نظرتان در اختیارتان قرار گیرد! با نظرات خود از رمان های مورد علاقتان حمایت کنید.
آخرین نظرات
  • adminسلام همه نظرات برای نویسنده قابل احترامن. تایید شده....
  • adminسلام ممنون از نظرتون. اما پیشنهاد من اینه قبل از نقد رمان رو بخونید مطعن باشید ن...
  • زارعیسلام و وقت بخیر میشه بپرسم چرا نظر من را ثبت نفرمودید؟ یعنی توی اظهار نظر ها آزا...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سایت اصلی نودهشتیا " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.